این فاصله، شد آواره رو سر لحظههای بی تو
عزیزم، یخ بسته بدون تو تب رویاهام
من موندم، تو شهری جنسش پر از درد و دوده
باز امشب، تاریکی منو بی تو دیوونه کرده
چه سخته
چه سخته
ببینی تموم جهانت سرابه
که بیداریتم مثل خوابه
کسی که یه روزی برات زندگی بود
بذاره بره، سهمت از اون عذابه
همیشه
همیشه
امیدم، تو این پرسه جز سایهت هیشکی نمونده
نبودت، همه تار و پود دلم رو سوزونده
چه سخته
تو این لحظهها باز به یادت بخونم
چه سخته
ببینی تموم جهانت سرابه
که بیداریتم مثل خوابه
کسی که یه روزی برات زندگی بود
بذاره بره سهمت از اون عذابه
همیشه
۰ زمان مطالعه کمتر از یک دقیقه