آهای زمونه با توام
باز چه کردی با دلم
بی ثمر بی حاصلم
هیچ نمونده خاطرم
آهای خدا پس کی نشست
جات که حق مرد و باطلم
اون بیرون میچرخه قاتلم
من پی تو ، ته این باتلم
اگه بیای قول میدم من بی شرمانه
میشینه رو لب سرخت بازم پروانه
رفتنت مرگه بودنت ختم دردامه
ای وای
اگه بیای نمیترسم تو منو میسازی
نباید که حتما بمیریم ما ته این بازی
فقط بیا بخدا به فلک به هر کی میشناسی
ای وای
ای شاخه ی قند نبات
چقد دلم تنگه برات
چه بی تو زندگی سخته
به سختی ارگ هرات
چقد نامردن این شبا
میان تو سینم بی هوا
تو رو به من نشون میدن
هی درد و کو دوا