
هیچ شدم
امتیاز کاربران: هنوز امتیازی ثبت نشده
سمت دیدار تو یک آینه بود
که همه عمر مرا در بر داشت
من به عمق اون نگاه خیره شدم
چشم من فاصله ها را برداشت
از سکوت من تا آمدنت
لحظه ایی بود به اندازه ی سال
خنده ی تو بر دلم می نشست
نه حقیقت بود ، نه خیال
من به ایمان تو معجزه شدم
زیر گریه ایی که شست قلب مرا
دست تو آمد به روی شانه ام
بالهای من پریدن تا خدا
هیچ شدم تا تو به یادم باشی
با همه پیچ و خم درون من
قفل زندان مرا محکم ببند
ای تو پشت پرده ی جنون من
نظرات
در حال بارگذاری…
