تسلیم کوه غم شدم
تیشه زدن اثر نداشت
زورم به کارات نرسید
دیوونگی اثر نداشت
فرهاد این تن طاقت
بیهوده جنگیدن نداشت
میدونی از یه جا به بعد
رابطمون عاشق نداشت
غماتو جمع کن و برو
دیگه جلو چشام نمون
تو اصلاً لیلی قصه
بزار سهمم شه جنون
اینکه میگی برام نموند
اینکه میگی دوسم نداشت
خودشون اینو میدونن
بیخودی نکن تلاش
تسلیم خواستههات شدن
چاره کار تو نبود
از تو فقط رو قلب من
جا مونده یه زخم کبود
اینکه کنارم بمونی
دیوونگی محضته
دیگه مهم نیستی برام
برو با هرکی مثلته
۰ زمان مطالعه کمتر از یک دقیقه