از پیشم میری ولی بعد میفهمی
اشکات گرمه پس چرا سرد میخندی
دلم میخواد که بعد من عاشق نشی
کاشکی بیدار شم من از این خواب عمیق
شبای خاکستری
جات خالی چشام بارید
خوبه الآن خوشحالی
جات خالی بی معرفت
تنها شدم مرسی ازت
فکر میکردی مثه همه ام نفهمیدی فرق دارم
نفهمیدی شاید چشام نبینه فردارم
کاشکی میشد باز نصف شب زنگ بزنی باز عین قبل
ببین موهام سفید شده پیر شدم تو این سن کم
جات خالی چشام بارید
خوبه الآن خوشحالی
جات خالی بی معرفت
تنها شدم مرسی ازت
۰ زمان مطالعه کمتر از یک دقیقه