
عادت نمی کنم
امتیاز کاربران: هنوز امتیازی ثبت نشده
تقدیم به روح عزیز پدرم
هَر شَب کُنَم مرور، من خاطِراتِ تو
با اَشکُ چِشمِ خیس، مثلِ یِ داغِ نو
صد قصه مانده ماند، از ما برای هَم
نیستی بِه کی بِگَم.. حرف های تا زَمُو
عادت نمیکنم…
من به نَبودنت
عادت نمیکنم…
من به نَدیدنت
شبهای من هنوز…
در اِنتِظار توست
عادت نمیکنم…
منْ، به؛ نَموندنت
هر چِهرِه ای کِه پیر،
دیدَم دَر این مَسیر…
باوَر نَکرده ام،
گَشتی بِه خاک اَسیر
گُل هایِ باغِمان،
بی تو… جوانِه زَد
اما دِگر، چهِ دیر…
(چهِ دیر…)
(چهِ دیر…)
وقتی شُدَم …. کَویر
عادت نمیکنم…
من به نبودنت
عادت نمیکنم…
من به نخوندنت
(عادت نِ میکنم…
به سوگِ رَفتَنِت…)
(عاااادت نمیکنم…
بهْ…
دااااااااغِ…
نَموندنت …
نظرات
در حال بارگذاری…
